۱۳ بهمن , ۱۳۹۲

فیزیکدان ایرانی

باتوجه به اینکه خواجه مراغه ای نبوده ولی بعلت اینکه ۱۵ سال از عمر خود را درمراغه سپری کرده وبپاس خدماتی که انجام داده لازم دانستم اسم ایشان نیز در بین مشاهیر مراغه باشد.

مقدمه:

در یک محدوده ی زمانی نه چندان طولانی قوم ایرانی سردمدار علم شد. از جمله دانشمندان این دوره عبارتند از فردوسی، بوعلی سینا، ناصرخسرو، حسن صباح، خواجه نظام الملک، خیام، خواجه نصیرالدین توسی، زکریای رازی، رودکی و عنصری. وجود و حضور این افراد در نتیجه ی یک نوع انباشتگی ثروت و شهرنشینی و اقتدار حکومتی در ایران بود. فردوسی را می توان دانشمندی دانست که از لحاظ روانی به سپاهیان کمک می کرد و البته مردم عادی نیز اشعار او را برای موفقیتهای بیشتر در زندگی خود بکار می بردند. خیام که هم ریاضیدان بود، هم شاعر و فیلسوف و هم اخترشناس حرفه ای همراه با تیم تحقیقاتی خود موفق به تنظیم تقویم جلالی شد که دقت آن در این عصر شرقیان و غربیان را متعجب کرده که چگونه مردی در هشتصد سال پیش چنین دقت بی نظیری بکار برده است. اینک به شرح زندگی کسی می پردازیم که هشتصد سال پیش اولین مرکز تحقیقات ستاره شناسی دنیا را بنام رصدخانه ی مراغه بنا نهاد. محققی که اکنون به پاس خدماتش در نصف النهار ۴۱ درجه ی جنوبی و مدار صفر ِ ماه منطقه ی بزرگی بنام صحرای نصیرالدین توسی نامگذاری شده است.

کسی که در کتاب “شکل القطاع” خود، مثلثات را نه فقط به عنوان پیش زمینه ی نجوم بلکه دانشی مستقل مطرح کرده و قواعد اصلی مثلثات کروی و مسطح را عرضه کرده است. در آن زمان دانشمندان مجبور به فراگیری عربی بودند مثل امروز که همه مجبور به یادگیری انگلیسی هستند. چون علم آن زمان به زبان عربی بوده و پژوهشگران غربی هم به این زبان آشنایی داشتند. خواجه در کتاب “تجرید الکلام” درباره ی نور و تکیه بر نظریه ی ذره بودن آن مطلب نوشته است که فوق العاده اهمیت علمی دارد. همچنین درباره ی انتشار صوت و شباهت آن به امواج آب نیز مطالبی را مورد بحث قرار داده است.

زندگینامه:

اسم واقعی: محمد بن محمد بن حسن توسی

تولد: ۳۰ بهمن سال ۵۸۰ هجری شمسی در توس خراسان ایران

مرگ: ۶ خرداد سال ۶۵۳ هجری شمسی در کاظمین (نزدیک بغداد در عراق) در سن ۷۳ سالگی.

در حقیقت خواجه نصیر الدین توسی در طول زندگی خود بنامهای دیگری مثل محقق توسی، خواجه ی توسی و خواجه معروف بوده است.

خواجه در شرایط مستعدی پا به هستی نهاد. در آغاز تحصیل نزد دائى خود به علوم عقلیه پرداخت. ‏در این زمان بود که مغولها حمله ی سریع خود را به سمت غرب شروع کردند اما هنوز در ایران اتفاق خاصی نیفتاده بود.

در سال ۵۹۳ هجری شمسی ، وقتی که محمد بن محمد توسی ۱۳ ساله بود راهی شهر نیشابور شدو نیشابود در ۷۵ کیلومتری غرب توس است و آنزمان شهر علمی و معروفی بود. در نیشابور کتاب قانون بوعلی را شبها از استاد خود فریدالدین داماد قرض می گرفت و می خواند صبح ها آنرا به او پس می داد تا استاد آنروز آنرا تدریس کند. این روش مطالعه برای توسی بسیار مفید بود چرا که شوق مطالعه ی درسهایش یعنی پزشکی، فیزیک و فلسفه را در او افزون می کرد. این پسر به همین استاد اکتفا نکرد و کتاب دیگر بوعلی  یعنی کتاب شفا را پیش یک استاد دانشگاهی دیگر بنام قطب الدین مصری یاد می گرفت.

روزی هم پدرش او را به خانقاه عطار در نیشابور (نزدیک توس) می برد تا رندی و درویشی را از عطار یاد بگیرد. او ریاضی و نجوم و موسیقی را از ابوالفتح موسی بن الفضل معروف به کمال الدین یونس موصلی یاد می گیرد که خود کمال الدین شاگرد شرف الدین توسی بود. این استاد در مورد خواجه جمله ای زیررا می گوید که اهمیت علمی دارد . متاسفانه مردم به کسانیکه به علوم عقلیه بیشتر از علوم نقلیه همیت بدهند به چشم خوبی نمی نگرند هر چند آن عالم مانند نصیرالدین توسی در بین بقیه بی نظیر باشد.

محمد (خواجه نصیر) در سالهای جوانی در مؤسسات علمی و دینی موجود در اصفهان، قم، ری و بغداد درس می خواند و دوره هایی را می گذراند. جالبتر از همه اینست که دانشجویان ایران قدیم حتی در دوران اسلامی موسیقی یاد می گرفتند و با این هنر بصورت علمی آشنا می شدند.

حدود سال ۵۹۹ هجری شمسی، خواجه در عراق که بخشی از ایران بود مشغول علم آموزی بود که ایران مورد هجوم قوم لشگر چنگیزخان مغول قرار گرفت. خواجه از این موضوع بی خبر بود تا موقعی که به سرزمین مادری بازگشت و توسط محتشم قهستان، حاکم ولایت قهستان، فراخوانده شد و عملا زندانی مؤدب و مورد احترام حاکم شد و تا هجوم بعدی قوم مغول، توسط هلاکوخان مغول، در خدمت خاندان اسماعیلی بود. در این مدت او مقالات متعددی نوشت و همچنین یکی از مهمترین کتابهایش را بنام ”اخلاق ناصری“ در سال ۶۱۱ هجری شمسی نوشت.

با حمله ی بعدی، خواجه به خدمت هلاکو واداشته شد. او با هلاکو همراه شد و در بهمن سال ۶۳۷ هجری شمسی بغداد را از دست خلفای عباسی نجات داد. در آن زمان المعتصم خلیفه ی بغداد بود. او از لحاظ نظامی بسیار ضعیف بود و بهمراه ۳۰۰ سپاهیش بزرودی شکست خورد و بغداد بدون خونریزی بدست هلاکو افتاد.

چون خواجه روحیه ی وزیری نداشت و هلاکو از فتح بغداد بسیار راضی بود بنابراین از هلاکو درخواست کرد تا مناسب علمی به او اعطا کند. هلاکو هم وبیتکچی را وزیر خود اعلام کرد و به خواجه به دید مشاور نگاه می کرد. انها مراغه را در آذربایجان ایران بعنوان پایتخت انتخاب کردند

نکته ی مهم زندگیش “حسن استفاده از واقعیتها” است بگونه ای که برای پیشبرد فیزیک، اخترشناسی و ریاضی در ایران آنچنان انعطاف و نرمشی از خود نشان داده که اعجاب انگیز است. از خرافات مغول تا فنون دقیق ریاضی را برای پیشبرد علم ایران بکار برده است. بگذارید توضیح دهم:

هلاکو قصد داشت تمام کتابها و آثار علمی را آتش بزند و علماء را از بین ببرد. لذا خواجه متوجه شد که مغولها به پیشگویی از روی ستارگان بسیار علاقمندند. این بهترین نقطه ضعف بود و خواجه با این ادعا که می تواند طالع لشگریان مغول را پیشگویی کند توانست‏به هلاکو نزدیک شود و از تلف شدن آن همه کتابهاى ارزشمند و نفیس جلوگیرى نماید. او تنها در یک کتابخانه بیش از ۴۰۰ هزار جلد کتاب نگهدارى مى‏کرد. مقایسه کنید با کتابخانه های امروز دانشگاههای دنیا. همچنین در اثر این تقرب، بسیارى از اهل علم و ادب را از مرگ حتمى نجات داد.

یکى از فواید دیگر نزدیک شدن به هلاکو این بود در آن چند سالى که محقق طوسى قدرت داشت ‏بعنوان یک فقیه حدود شرعیه را جارى و نماز جمعه را برپا نمود.

سپس هلاکو را راضی کرد که برای تعیین طالع بینی دقیق تر بودجه ای به او بدهد! و هلاکو بودجه ی کلانی در اختیار خواجه گذاشت و خواجه با آن پول، در سال ۶۳۸ هجری شمسی، اولین مرکز تحقیقات فیزیک تجربی و اختر شناسی دنیا را در مراغه تحت نام رصدخانه ى مراغه برپا کرد.  رصدخانه ظرف سه سال ساخته شد و در سال ۶۴۱ هجری شمسی فعالیت خود را آغاز کرد. در کار ساختن این رصدخانه چینیان به ایرانیان کمک کردند. اما ابتکارات یگانه ای هم خواجه در آن بکار برد. مثلا ساختن یک دیوار ۴ متری به قوس ۹۰ درجه در ارتفاع و ۹۰ درجه در پهنا که برای اولین بار بود ساخته می شد. سپس خواجه بعنوان رئیس مرکز دستور داد تا نسخه های تمیزی از کتابهای کتابخانه های الموت، بغداد، الجزیره، دمشق، موصل و خراسان خریداری و به مرکز تحقیقات مراغه منتقل شد.

اعضای هیأت علمی مرکز تحقیقاتی رصدخانه ی مراغه:
۱- مؤید الدین عرضی، فرزند برمک فرزند مبارک عرضی دمشقی – مهندس و متخصص در علم هندسه و ساختن الات رصد، از اقران

۲- نجم الدین علی، فرزند عمر فرزند علی کابتی -از علمای شافعیه

۳- فخر الدین اخلاطی – مهندس و معمار و متبحر در علوم ریاضی، از تفلیس

۴- فخرالدین مراغه ای – پزشک و ریاضیدان، مقیم موصل

۵- نجم الدین کاتب بغدادی، از صور

۶- محی الدین مغربی، مهندس و ریاضیدان

۷- قطب الدین شیرازی، بعنوان شاگرد خواجه

۸- حسام الدین شامی

۹- نجم الدین اسطرلابی

۱۰- سید رکن الدین استرابادی

۱۱- ابن الفوطی کمال الدین عبدالرزاق شیبانی بغدادی

۱۲- صدرالدین علی، فرزند خواجه

۱۳- اصیل الدین حسن، فرزند خواجه

۱۴- فو  من  جی   دانشمند چینی

۱۵- ابوالفرج   بارهیراوس – شخصیت ممتاز مذهبی مسیحی

وقتی هلاکو نامهای پیشنهادی خواجه را دید توضیحاتی خواست که خواجه علت انتخابهایش را گفت و اشاره کرد که ما نباید به کیش و قوم فرقه و محل تولد اهمیت بدهیم و آنها پذیرفتند و شاید این اولین جرقه های عملکرد دانشگاههای کنونی غربیست که از تمام دنیا و هر مذهبی دانشمند استخدام می کنند. هلاکو پس اینکه عقاید خواجه راشنید به او گفت شما بروید و هر کاری که صلاح می دانید بکنید و خراجتان را از ما بگیرید.

و بدین ترتیب رصدخانه پا گرفت و نتیجه علمی آن منتشر شدو به جهان غرب راه یافت.

کپرنیک در سالهای ۱۵۰۱ تا ۱۵۰۳ مشغول به مطالعه ی مقالات و تزهای مکتب مراغه و یادداشتهای خواجه نصیر الدین طوسی بوده و نظراتش نیز نزدیک به این مکتب است.

نصیرالدین مدل دیگری برای حرکت ماه که بطور قطع با مدل بطلمیوسی مخالف است را طراحی کرده است. این مدل منظومه ی زمین مرکزی بطلمیوس را از بین می برد. او این کار را با طراحی مدلی که در آن منحصرا هشت جسم کروی دوار روی مدارهایی منفرد بدور خورشید انجام می دهد و می تواند بی نظمیهای مداری ماه را با این مدل توجیه کند. با این کار نصیر توانست برای اولین بار در تاریخ ستاره شناسی مدلی با استدلال خود ابداع کند که از کتاب مقدس استخراج نشده باشد و او در واقع ۲۵۰ سال قبل از کپرنیک اینکار را انجام داده بود.

اگر همانند خواجه عزم و اراده ی ملی برای پیشرفت علم ایرانی داشته باشیم و نیز شرایط پیشرفت را مهیا کنیم و تنگ نظریها را دور بیفکنیم و تشویق به کار مداوم و دوری از تنبلی کنیم دوباره می توانیم همانند ژاپن جزو سردمداران علمی و اخلاقی دنیا باشیم.

چند تز و مقاله و کتاب از خواجه:

توجه کنید که کتابهای آنزمان باید به عربی نوشته می شد تا بین المللی باشد.

۱- تجرید العقائد: درعلم کلام. این کتاب از بهترین کتابهائى است که در معقولات و رد شبهه‏ها نوشته شده است و گرچه کتاب از نظر حجم کوچک است ولى از نظر معنى بسیار پرمحتواست که ملاعلى قوشچى یکى از شارحین این کتاب مى‏نویسد اگر علامه حلى شرح بر تجرید نمى‏نوشت، کتاب تجرید در بوته اجمال و ابهام باقى مى‏ماند و چیز از آن فهمیده نمى‏شد.

۲- آداب المتعلمین: اولین کتابى است که در آداب تحصیل علم و شرایط دانشجو و استاد نوشته شده و در واقع راهنمای طریقه ی درس خواندن برای دانشجو هاست. این کتاب دوازده فصل دارد و در مورد: تعریف علم، اخلاص در طلب علم و جلوگیری از عدد سازی در ازمایشگاهها، دقت در انتخاب استاد راهنما، مدت تحصیل، پرهیز از حسد ورزی به کارهای مهم دیگران، لزوم استفاده از تمام لحظات عمر برای خدمات علمی، لزوم پرهیزگارى براى دانشجو، راههای تقویت نیروى حافظه و رعایت آداب اخلاقی بحث مى‏کند.

۳- الشکل القطاع: این کتاب ریاضى در نوع خود بى‏نظیر است. در کتاب فلاسفه الشیعه ص ۴۸۹ آمده است: غربیها کتاب الشکل القطاع را به زبانهاى لاتین و انگلیسى و فرانسه ترجمه کرده‏اند و در طول قرنهاى متعدد مرجع دانشمندان اروپائى بوده که معلومات خود را در مورد مثلثات مستوى و کروى از آن مى‏گرفتند خواجه اولین کسى است که حالات ششگانه مثلث کروى قائم الزاویه را به کار برده و آن را در اینجا کتاب ذکر کرده است. هر کس این کتاب را مطالعه کند متوجه مى‏شود که مطالب مزبور فقط در جدیدترن کتابهائى که در باب هر دو نوع مثلثات تالیف شده موجود است.

۴- التذکره النصیریه فى الهیئه: این کتاب که در علم ستاره شناسی نوشته شده، سخت از منظومه بطلمیوسى انتقاد مى‏کند و بویژه درباره حرکت‏ سیارات بر آن خرده مى‏گیرد.  این اشکالات در اروپا حکم کفر کردن داشت. در کتاب فلاسفه الشیعه آمده است: خواجه نصیر الدین طوسى نظریه‏اى را که پایه افسانه‏هاى خرافى یونان بود و جمعى از فلاسفه مسلمان هم آن را از یونانیان فرا گرفته بودند بکلى از میان برداشت و با نقض نظریه یونانى افسانه عقول عشره و ملحقات آن – یعنى آرائى که در هیئت قدیم عنوان مى‏شد و مى‏گفتند افلاک زنده و عاقلند و داراى فکر و تدبر! – همه را از پایه منهدم و ویران ساخت. و اساس هیئت قدیم را پیش از ولادت کوپرنیک و گالیله به چند قرن برهم ریخت. امرى که در این باب عجیب است این است که خواجه از ملاک خود همان قاعده استفاده کرده و دلیل بر نقض آن آورده است. خواجه در منظومه سیاره‏اى خود براى توضیح دادن حرکت ظاهرى سیارات، دو کره تصور کرده بود که یکى در داخل دیگر دوران مى‏کرد. به همین جهت مورخ آمریکائى ریاضیات اسلامى ا.س.کندى که به این طرح سیاره‏اى متوجه شده، آن را ?جفت طوسى? نامیده است. زیرا مجموع دو حامل متحرک را نشان مى‏دهد.

۵- تحریر المجسطى: این کتاب نیز در علم هندسه است.

۶- اساس الاقتباس در منطق.

۷- شرح اشارات ابن سینا.

۸- تحریر اوقلیدسى.

۹- زیج ایلخانى.

۱۰- اوصاف الاشراف.

۱۱- تذکره در هیئت.

۱۲- رساله سى فصل در معرفت تقویم.

۱۳- رساله اسطرلاب.

۱۴- جامع الحساب.

۱۵- قواعد العقاید.

۱۶- رساله در جبر و قدر.

۱۷- رساله اجوبه سؤالات شیخ صدر الدین قونوى.

۱۸- رساله رد ایراد کاتبى بر دلیل حکماء در اثبات واجب.

۱۹- اخلاق ناصرى. که در این جزوه علت تمام بیماریهای روحی را بیان می کند و راههای علاج آنرا می گوید. مثلا می گوید که دلیل حسد اینست که شخص احساس کمی می کند. راه درمانش این نیست که مانع از پیشرفت دیگری شوی بلکه راهش اینست که همت کنی و خودت را زیاد کنی.

۲۰- رساله در تحقیق نفس الامر.

۲۱- رساله در بحث امامت.

و سرانجام پس از ۷۳ سال عمر پربرکت، در روز ۶ خرداد سال ۶۵۳ هجری شمسی که عید غدیر بود به جوار حضرت حق تعالى شتافت، و در کاظمین، در جوار امام هفتم و امام نهم علیهما السلام به خاک سپرده شد.

نوشته ‏اند که در حال احتضار از ایشان پرسیدند: آیا اجازه مى‏فرمایید جنازه شما را به نجف اشرف حمل کنیم. فرمود: مرا همین جا دفن کنید زیرا از امام موسى بن جعفر علیهما السلام خجالت مى‏کشم که در جوار او بمیرم و جنازه مرا به جاى دیگر منتقل کنند.

نظرات دیگران درباره ی خواجه:

– علامه حلى که افتخار شاگردى توسى را داشت، درباره وى چنین مى‏گوید: خواجه افضل اهل زمان خود در علوم عقلی و نقلی بود. او داراى تالیفات بسیار در فلسفه و علوم شرعی است کسى پاى‏بندتر از او در اخلاق نیافتم. در خدمت او الهیات کتاب شفاى ابن سینا و پس از آن تذکره در علم هیئت را که تالیف خود ایشان است، یاد گرفتم.

– قطب الدین اشکورى در کتاب محبوب القلوب مى‏نویسد: او دانشمند و پژوهشگرى بود که دانشمندان دوست و دشمن در برابر او سر تعظیم فرود آورده و براى درک علوم معقول و منقول در خدمتش زانوى ادب به زمین مى‏زدند… کتابها و آثار سودمند بسیارى در فنون و علوم گوناگون دارد بویژه اینکه کوشش فراوانى در رد شبهات فخر رازى نمود که این شبهات را فخر در شرح اشاراتش نوشته است.

– کمال الدین موصلی: متاسفانه مردم به کسانیکه به علوم عقلیه بیشتر از علوم نقلیه همیت بدهند به چشم خوبی نمی نگرند هر چند آن عالم مانند نصیرالدین توسی در بین بقیه بی نظیر باشد.

– در کتاب تاریخ ریاضی و علوم طبیعی نوشته ی آقایان اسوردلو و نیـــــــــگابولر  (Swerdlow و Neagebauer) در سال ۱۹۸۴ هفتصد صفحه راجع به نجوم عربی و مکتب مراغه نوشته شده است. در آن صفحات نوشته شده: “نوشته های بطلمیوس توسط مورخان عرب از یونان به عربی ترجمه شده و دانشمندان عرب زبان درباره ی آن اظهار نظر و بحث می کردند. از همه معروفتر ابن هیثم است که نظرات مخالف نظرات بطلمیوس ارائه کرده است.” حتی اشاره شده که کپرنیک در سالهای ۱۵۰۱ تا ۱۵۰۳ مشغول به مطالعه ی مقالات و تزهای مکتب مراغه و یادداشتهای خواجه نصیر الدین طوسی بوده و نظراتش نیز نزدیک به این مکتب است.

——————————————————————————–

منبع: جزوه ی تاریخ علم دکتر مهدی بارزی (دانشگاه صنعتی اصفهان)

درباره نویسنده: مدیر

مشاهده تمامی پست های

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *